|
عنوان
|
فرایندهای معنازدایی از مفاهیم شرعی در غزلیات سعدی
|
|
نوع پژوهش
|
مقاله ارائه شده
|
|
کلیدواژهها
|
غزلیات سعدی، شریعت زدایی، بافت گردانی، ساخت شرطی
|
|
چکیده
|
سعدی از جمله شاعران متفکری است که وجه بلاغی زبان در آثار او باعث خلق معانی گوناگون و حتی گاه نامتعارف و متضاد با سنت های ادبی و فرهنگی روزگارش شده است. این شگردهای زبانی در غزلیات -که عرصه برای درونی کردن مفاهیم و بروز عواطف شخصی و احساسی گسترده تر است- بیشتر دیده می شود. دو گفتمان دینی و عاشقانه، برجسته ترین گفتمان های موجود در غزلیات سعدی هستند که مدام با یکدیگر تنش و برهم کنش دارند و همین امر، چندین لایه زبانی و معنایی را در آنها شکل داده است. گسترش ابعاد تأویلی زبان در غزلیات و شخصی شدگی مفاهیم در آنها، باعث شده که هر عنصری که در ساختار زبانی این غزلیات قرار می گیرد، ساحتی دلالتی و تفسیری به خود بگیرد. این فرایند، در مورد مفاهیم دینی بیشتر صدق پیدا می کند تا جایی که این مفاهیم در غزلیات سعدی مدام در پرتو گفتمان عاشقانه، بازتعریف و بازسازی می شوند. مفاهیم دینی در این ساختار دلالتگر، قطعیت معنای تاریخی خود را از دست می دهند و در مواجهه با مناسبات گفتمان عاشقانه، معنایی جدید و چند لایه به خود می گیرند. در این مقاله تلاش شده است تا با تحلیل زبان شناختی این غزلیات و تکیه بر محورهای هم نشینی و جانشینی، شیوه های زبانی بازتعریف و شریعت زدای مفاهیم دینی در این غزلیات بررسی شود. نتایج تحقیق نشان می دهد، استفاده از ساخت های شرطی در سطح محور هم نشینی و جانشین سازی های متعدد در حوزه زبان و در نهایت بافت گردانیهای مکرر، باعث زدوده شدن معانی دینی این غزلها شده است.
|
|
پژوهشگران
|
محسن (اکبری زاده)بتلاب اکبرآبادی (نفر اول)، ریحانه ستوده نیا (نفر دوم)
|