11 بهمن 1404
محسن شرافتمندراد

محسن شرافتمندراد

مرتبه علمی: دانشیار
نشانی: جیرفت، کیلومتر 8 جاده بندرعباس، دانشگاه جیرفت، دانشکده منابع طبیعی، گروه مهندسی طبیعت، کد پستی: 7867161167
تحصیلات: دکترای تخصصی / مهندسی منابع طبیعی - اکولوژی مرتع
تلفن: +98 34 43347061
دانشکده: دانشکده منابع طبیعی

مشخصات پژوهش

عنوان
ارزیابی رابطه بین خصوصیات مورفومتری نبکاها و صفات کارکردی گیاهان در منطقه ریگان، کرمان
نوع پژوهش پایان نامه
کلیدواژه‌ها
اقلیم بیابانی، بیابان زدایی، تثبیت ماسه، صفات کارکردی گیاه، فرسایش بادی
پژوهشگران مهدی ابراهیم پور، محسن شرافتمندراد، اسفندیار جهانتاب

چکیده

نبکاها، سازه های طبیعی بیابانی که به واسطه تعامل میان پوشش گیاهی و رسوبات ماسه ای بادی شکل می گیرند، نقش کلیدی در تثبیت ماسه های متحرک و کاهش فرسایش بادی در مناطق خشک و نیمه خشک ایفا می کنند. پژوهش حاضر به بررسی ویژگی های مرفومتریک نبکاها و تحلیل تفاوت های گونه ای در گونه های غالب منطقه ریگان استان کرمان می پردازد و ارتباط بین صفات عملکردی گیاهان و ساختارهای نبکا را مورد کاوش قرار می دهد. یافته ها نشان می دهد که گونه هایی مانند Tamarix aphylla با ارتفاع، حجم و توسعه تاج پوشش بالاتر، توانایی بیشتری در جذب و تثبیت ماسه ها دارند که این امر مستقیماً به تشکیل نبکاهای پایدارتر و موثرتر منجر می شود. همچنین گونه هایی با ساختار فیزیکی متفاوت مانند Calligonum comosum، به واسطه تراکم شاخه ها و انعطاف پذیری ساقه، نقش مهمی در کنترل تحرک ماسه ها ایفا می کنند. علاوه بر عوامل زیستی، شرایط محیطی از جمله سطح آب های زیرزمینی، جهت و شدت وزش بادهای غالب (به ویژه بادهای شمال غربی) به صورت معنی داری بر توزیع فضایی و رشد نبکاها تاثیرگذار است؛ به طوری که نیمه جنوبی منطقه با دسترسی بهتر به منابع آب زیرزمینی، دارای تراکم و ارتفاع بیشتر نبکاها است. این نتایج با مطالعات مشابه در دیگر مناطق بیابانی و نیمه بیابانی جهان تطابق دارد و بر اهمیت سازگاری گونه ها با شرایط محیطی خاص تاکید می ورزد. از منظر کاربردی، نبکاها به عنوان عوامل تثبیت کننده طبیعی ماسه های بادی، نقش مهمی در حفظ پایداری اکوسیستم های بیابانی، کاهش فرسایش خاک، و محافظت از زیرساخت های انسانی دارند. این ساختارها با قابلیت جذب و انباشت ذرات ماسه ای، از گسترش بیابان زایی جلوگیری کرده و به عنوان استراتژی های طبیعی در مدیریت پایدار منابع خاک و آب معرفی می شوند. با توجه به افزایش مخاطرات ناشی از تغییرات اقلیمی و افزایش شدت فرسایش بادی، بهره گیری هدفمند از گونه های گیاهی کارآمد در پروژه های بیابان زدایی، می تواند نقش کلیدی در تقویت این فرآیندهای زیست محیطی داشته باشد. با وجود یافته های ارزشمند، محدودیت هایی نظیر تمرکز بر تعداد محدودی از گونه های گیاهی و نبود داده های جامع اقلیمی و خاک شناسی وجود دارد که توصیه می شود در تحقیقات آتی، با رویکردهای میان رشته ای و استفاده از داده های طولانی مدت، تحلیل های ژنتیکی و اکوفیزیولوژیکی گسترش یابد تا درک عمیق تری از مکانیزم های اکولوژیکی و ژئومورفولوژیکی نبکاها حاصل شود. در نهایت، این مطالعه زمینه ساز تدوین سیاست های مدیریتی و حفاظتی مبتنی بر شواهد علمی در مناطق بیابانی ایران و مشابه آن در سطح جهان می باشد.