11 بهمن 1404
محسن شرافتمندراد

محسن شرافتمندراد

مرتبه علمی: دانشیار
نشانی: جیرفت، کیلومتر 8 جاده بندرعباس، دانشگاه جیرفت، دانشکده منابع طبیعی، گروه مهندسی طبیعت، کد پستی: 7867161167
تحصیلات: دکترای تخصصی / مهندسی منابع طبیعی - اکولوژی مرتع
تلفن: +98 34 43347061
دانشکده: دانشکده منابع طبیعی

مشخصات پژوهش

عنوان
تحلیل مقایسه ای ترکیب فلوریستیکی و پایداری گونه های غالب در مراتع قرق و غیرقرق؛ منطقه میان جنگل فسا
نوع پژوهش مقاله چاپ شده
کلیدواژه‌ها
تنوع عملکردی، شاخص های اکولوژیکی، ساختار جامعه گیاهی، فرم زیستی، مدیریت چرا، تحلیل NMDS، شاخص شانون
پژوهشگران اسفندیار جهانتاب، محسن شرافتمندراد، ضیاءالدین باده یان

چکیده

مدیریت صحیح و پایدار اکوسیستم های مرتعی منوط به حفظ بیشترین تعداد گونه های بومی در این اکوسیستم ها است. یکی از روش های اصلی برای ارزیابی و شناخت مراتع، تعیین تنوع گونه ای آن است. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات مدیریتی ناشی از اجرای قرق بر ترکیب فلوریستیکی، تنوع زیستی و پایداری گونه های غالب در منطقه میان­جنگل فسا، استان فارس انجام شد. این منطقه از فلور غنی برخوردار است، از عناصر عمده گیاهی منطقه می توان به انواع بادام ها، گون ها و گراس ها اشاره کرد. مراتع میان­جنگل فسا با مساحت 2300 هکتار در فاصله 90 کیلومتری جاده شیراز - فسا و در شمال غربی شهرستان فسا با موقعیت جغرافیایی ́11 °29 تا ́07 °29 عرض شمالی و ́20 °53 تا ́25 °53 طول شرقی قرار گرفته است. نمونه برداری میدانی در دو وضعیت مدیریتی قرق (با سابقه 29 سال) و غیرقرق (شاهد) انجام گرفت و داده های حاصل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای بررسی اثر شرایط مدیریتی بر تنوع زیستی، شاخص های مختلفی مانند شاخص شانون، غنای گونه ای و یکنواختی گونه ها محاسبه و مقایسه شدند. برای مقایسه شباهت بین دو وضعیت قرق و چرای دام، از شاخص های فاصله ای مانند شاخص جاکارد (Jaccard) و شاخص سورنسن (Sorensen) استفاده شد. برای بررسی الگوهای تجمع گونه ها و ارزیابی تفاوت های بین وضعیت ها از مقیاس گذاری چند بعدی غیر متریک (Non-metric Multidimensional Scaling (NMDS)) استفاده شد. برای بررسی اثر شرایط قرق و چرای دام بر تنوع زیستی گیاهان، سه شاخص مهم تنوع شامل شاخص شانون (Shannon)، غنای گونه ای (Richness) و یکنواختی (Evenness) محاسبه و با استفاده از آزمون های آماری مقایسه شدند. آزمون نرمالیتی شاخص شانون نشان داد که داده ها به صورت نرمال توزیع شده اند؛ بنابراین برای مقایسه میانگین ها از آزمون t مستقل (Welch Two Sample t-test) استفاده شد. گونه هایی که میانگین پوشش آن ها بیش از 1٪ در هر تیمار بود، به عنوان گونه های غالب شناسایی شدند. سپس، با مقایسه فراوانی و میانگین پوشش این گونه ها در پلات های هر تیمار، گونه های غالب پایدارتر شناسایی شدند. نتایج نشان داد که شاخص شانون در مناطق قرق به طور معنی داری بیشتر از مناطق چرای دام است (p < 0.001; df = 44.8; t = 8.78 ) (t = 8.78، که بیانگر تنوع گونه ای بالاتر در این مناطق می باشد. همچنین، شاخص های شباهت گونه ای مانند جاکارد و سورنسن همگنی بالاتری در ترکیب گیاهی مناطق قرق نسبت به غیرقرق نشان دادند، که بیانگر ساختار متنوع تر و مستحکم تر جوامع گیاهی تحت مدیریت قرق است. میانگین شاخص شباهت سورنسن برای گونه های گیاهی در مناطق قرق شده برابر با 19/0 و در مناطق چرای دام برابر با 17/0 به دست آمد. نتایج تحلیل های NMDS و آزمون آماری تحلیل واریانس مبتنی بر جایگشت (PERMANOVA) تفاوت معنی داری در ساختار جامعه گیاهی بین دو وضعیت مدیریتی را تأیید کرد. در مناطق قرق 28 گونه منحصربه فرد شناسایی شد که در مناطق غیرقرق تنها یک گونه خاص مشاهده گردید، که نشان دهنده نقش مهم قرق در حفظ و افزایش تنوع گونه ای است. این گونه ها شامل گونه هایی از جنس های مختلف همچون Achillea wilhelmsii، Ajuga chamaecistus، Amygdalus scoparia و Daphne mucronata می باشند. همچنین، گونه های غالب در مناطق قرق علاوه بر داشتن تنوع بالا، از پایداری بیشتری برخوردار بودند و فرم های زیستی مانند ژئوفیت ها، همی کریپتوفیت ها و فانو فیت ها نیز در این مناطق تراکم بالاتری داشتند. این یافته ها اهمیت مدیریت قرق را در بهبود ساختار اکولوژیکی، افزایش ثبات و