|
عنوان
|
پایدارسازی مصرف انرژی در عصر کشاورزی 4.0 منطبق بر تئوری های رفتاری
|
|
نوع پژوهش
|
مقاله ارائه شده
|
|
کلیدواژهها
|
پایدارسازی مصرف انرژی، کشاورزی، عوامل روانشناختی، توسعه کشاورزی
|
|
چکیده
|
تغییرات جهانی در عرصه رشد جمعیت، اقلیمی و سلامت مواد غذایی بی شک یکی از مهم ترین چالش های بشر در عصر آنتروپوسین کماکان مطرح است و همواره علم و سیاست گذاران در پی حل این بحران ها بوده اند. به طور خلاصه این تلاش ها را می توان در چهار انقلاب کشاورزی خلاصه نمود. این تحولات از نسل یک (حدود 10000 سال پیش) که منجر به تغییر از سبک زندگی شکارگری به کشاورزی متمرکز شوع شد، در نسل دوم (کشاورزی 2.0) که در برگیرنده بکارگیری نیروی مکانیزاسیون، کودهای شیمیایی در کشاورزی است تداوم یافت، در نسل سوم (کشاورزی 3.0) که به عنوان انقلاب سبز آسیایی تعریف شده است و شامل مدرن سازی عملیات کشاورزی در دهه 1960 میلادی بوده است توسعه یافته است و در نهایت به نسل چهارم انقلاب کشاورزی (Agriculture 4.0) که شامل استفاده از اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی، استفاده از پهباد و ربات ها در کشاورزی انجامیده است. با وجود همه پیشرفت های علوم همچنان حلقه گمشده ای در مسیر استفاده از این انقلاب ها و سودمندی جامعه کشاورزی و امنیت غذایی جامعه مطرح بوده است که در این مقاله به آن پرداخته شده است. متغیرهای اجتماعی و روانشناختی، فاکتورهای مؤثری در مسیر توسعه این فناوری ها مطرح شده اند. مطالعه مدل های رفتاری به عنوان ابزاری برای شناسایی عوامل پیش برنده و بازدارنده به این منظور بررسی شد. کلایتون 2003 مدل رفتاری هویت محیط زیستی را مطرح نموده است که بخشی از خودپنداره فرد است که بر اساس آن، ارتباط ادراک شده او با طبیعت شکل می گیرد. در این مدل فرد طبیعت را نه منبع اقتصادی که بلکه بخشی از خود تصور می کند. در این مدل چهار مؤلفه رفتار هم جهت با طبیعت، پیوند عاطفه و احساس تعلق به طبیعت در کنار اهمیت اخلاقی محیط زیست در نظر گرفته می شود. مکانیزم روانشناختی به گونه ای است که اگر کشاورز محیط زیست بخشی از هویتش باشد، رفتارهای مخرب انرژی را تهدید هویت و رفتارهای پایدار مصرف انرژی را، تاییدی بر هویت خود تلقی می کند. مدل مرتبط بعدی مدل هویت حرفه ای است. در این مدل درونی سازی هنجارها، ارزش ها و نقش های یک شغل مثل کشاورزی در ساختار خود شخص مطرح است. به این معنی که کشاورز فقط کشاورزی نمی کند بلکه با کشاورزی تعریف می شود. در این مدل چهار مؤلفه تعهد شغلی، ارزش های هنجاری شغل، تصویر اجتماعی از شغل و نقش اجتماعی مطرح هستند. اهمیت این مدل در این است که اگر کشاورز هویت حرفه ای قوی داشته باشد، رفتارهای مصرف انرژی تابع استانداردهای حرفه ای می شود. به این ترتیب که اگر کشاورز خوب اینگونه تعریف شود که مصرف بهینه دارد، پایدار استفاده می کند و به حقوق نسل آینده در مصرف انرژی احترام می گذارد در این صورت این هنجارها به هویت حرفه ای تبدیل می شوند. مدل سوم توسط Edward L. Deci and Richard Ryan مطرح شد. در تئوری خود تعیین گری، انگیزش به دو جنبه انگیزش کنترل شده بر اساس منبع خارجی و انگیزش خودمختار مطرح است. بر اساس این مدل سه نیاز بنیادی برای پایدار سازی مصرف انرژی شامل: خودمختاری (Autonomy)، شایستگی (Competence) و مرتبط بودن (Relatedness) وجود دارد. با درنظر گرفته هر سه مدل رفتاری می توان اینگونه نتیجه گرفت که منطبق با مدل های هویت محیط زیستی و هویت حرفه ای رفتار مصرف انرژی از حالت اجباری به حالت درونی و خودارزشی تبدیل شده و مدل خود تعیین گیری، مکانیسم توضیح دهنده هویت و رفتار است. این مقاله یک پایه ریزی نظری برای بررسی عملیاتی مدل ترکیبی در راستای شناسایی عوامل پیش برنده بروز رفتارهای پایدار مصرف انرژی در کشاورزی ارائه کرده است.
|
|
پژوهشگران
|
محسن عادلی ساردوئی (نفر اول)، محسن مداحی نسب (نفر دوم)
|